اینجا منطقه 19/5 تهران است
تهران 22 دو منطقه شهرداری دارد که هر محله به یک منطقه مربوط است ، وقتی محله شما بین منطقه 19 و 20 باشد، اما هیچ کدام مسوولیت کامل آن را نداشته باشند، پس باید گفت اینجا منطقه 19/5 تهران است.
پوریا گل محمدی(کارشناس ارشد انسان شناسی): ساعت 55/ 9 تاریخ 7/ 8/ 1385 خبرگزاری فارسی گزارشی را منتشر کرد که به مصائب شهرک صالح آباد یا همان محله رسالت در منطقه 19 تهران پرداخته بود. دراین گزارش مشکلات زیادی مطرح شده ، که مهم ترین آنها نامشخص بودن محدوده این محله است. شهرک رسالت که از همان ابتدا ساخت خانه هایش در محدوده منطقه 19 شهرداری تهران قرار داشت، مراحل و کارهای ساخت و ساز خود را نیز در این منطقه انجام می داد.
املاک این شهرک نیز بخشی از زمین های "عبدل آباد فرمان فرما" است که در منطقه 19 شهرداری قرار دارد. نقشه ساخت این شهرک متعلق به دهه 50 است که هدفش خانه دار کردن کارمندان شرکت نفت تهران بود. کوچه های شهرک همه 12 متری و خیابانها 20 متری در نظر گرفته شده و راه اصلی آن به عبدل آباد کنونی وصل می شد. هنوز نقشه ساخت شهرک اجرایی نشده بود که انقلاب اسلامی اتفاق افتاد و زمین های شهرک به مردم فروخته شد.
متاسفانه وقتی بزرگراه آزادگان از بالای این شهرک عبور کرد، بخشی از زمین ها را بزرگراه تصرف کرد و باعث ایجاد فاصله بین شهرک و منطقه 19 شد. این فاصله باعث شد که هر روز یک سازمان یا نهاد و گروهی مدعی شود که شهرک در حوزه آنها قرار دارد و یا هنگام ایجاد مشکل در این شهرک به راحتی گناه را گردن طرف مقابل بیندازد و از ارایه خدمات خود داری کند. اما حقیقت این است که تاکنون بیشترین خدمات را به محله شهرک رسالت شهرداری منطقه 19داده است و مردم نیز سالهاست با این منطقه روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد و محله خود را بخشی از آن می دانند.
این مشکلات به خوبی در گزارشی که خبرگزاری فارس منتشر کرده بود، به تصور کشیده شد. برخی از مشکلات محله پس از آن حل شد اما مشکل اصلی که همان نامشخص بودن محدوده محله است همچنان باقی و آسیب های زیادی به مردم و محله وارده کرده است. این مشکل نیز می تواند با توافق استاندارتهران و شهردار تهران به راحتی برطرف شود و بیش از 15 هزار نفر انسان از سردرگمی بیرون آیند.
چکیده گزارش خبرگزاری فارس را که با عنوان " اینجا منطقه 5/ 19تهران است" می خوانیم.
ذكر مصائب شهرك صالح آباد
اینجا منطقه 19/5 تهران است
خبرگزاری فارس: من بچه جنوب شهرم / جنوب تهران / جنوب خاكی / كوچه های خاكی/ پارك های خاكی / اسباب بازی های خاكی/ هم بازی هایم كودك یتیم / فرزند شهید/ گفت: این كه شعر نیست. گفتم: واقعیت كه هست!
... به خودم كه می آیم می بینم حالا 33 سال سن دارم و یك خبرنگار شده ام و در محلی هستم كه بین منطقه 19 و20 گیر كرده است. .... اینجا منطقه 5/19 تهران است و من قرار است از مصائب مردم شهرك صالح آباد(آباد؟) تهران گزارش تهیه كنم. شاید بهتر باشد گزارش را با حرفی از خودم شروع كنم:«زمانی كه مدرك سوم راهنمایی خود را با هزار زحمت گرفتم ،خواستم برای دبیرستان ثبت نام كنم، كه تازه فهمیدم من ساكن یك منطقه مرزی هستم كه درمحدوده مشخصی قرار ندارد. با توجه به اینكه روی پلاك خانه ها نوشته شده بود شهرداری منطقه 19تهران و مدرسه ما هم به منطقه 19 تعلق داشت، به دبیرستان های خانی آبادنو مراجعه كردم، گفتند شما باید بروید دبیرستان های آموزش و پرورش منطقه20. رفتم منطقه بیست، گفتند شما باید در منطقه خودتان ثبت نام كنید، یعنی شهرداری منطقه19. خلاصه باهزار زحمت و با كارهای قانونی وغیرقانونی، در دبیرستانی در منطقه 19ثبت نام كردم. بعضی ها هم رفتند منطقه 20 » .... بچه كه بودیم، اینجا اسمش"شهرك ملت" و جزء منطقه 19 تهران بود. فردا مسوولان منطقه دیگر نامش را گذاشتند "شهرك رسالت". چند روزبعد گفتند: "شهرك صالح آباد". چند وقت كه گذشت گفتند چون اتوبان بهشت زهرا از وسط شهرك می گذرد آن طرف می شود "صالح آباد شرقی" و محله شما می شود"صالح آباد غربی". هنوز به نام صالح آباد غربی كه ما در بخش شهرك آن قرار داشتیم عادت نكرده بودیم كه بالاخره پس از چهار تا پنج سال تاخیر پُل "شهید صنیع خانی" به پایان رسید و فهمیدند كه باید نام محله رابگذارند"شهرك شهید صنیع خانی غربی" البته این نام آخر را نمی دانم كدام منطقه گذاشته است، اما خدا را سپاس گفتیم كه بالاخره فهمیدیم كه نام محله ما چیست و باید به روی پاكت نامه هایمان چه آدرسی را بنویسیم! اما با این نام هم مشكل محله ماحل نشد! ... یكی می پرسد:« ببخشید آقا حالا بااین نوشتن ها مشكل محله حل می شه؟» نمی دانم باید چه جوابی بدهم ! حرف را عوض می كنم. به شكلی حرف می زنم كه انگار ساكن این محله نیستم. می پرسم، درست است كه در ماه های اخیر، در كم تر از دوماه دو نفر بر اثر درگیری با چاقو و پیچ گوشتی كشته شده اند؟ زنی كه در كنار جمع ایستاده با اشاره به اتاقك متحرك (كانكس) نیروی انتظامی كه سركوچه و در فاصله حدود 200 متری ما قرار گرفته ،می گوید:«وقتی جلوی خونه آقای رحمانزاده دعوا شد ،من خودم زنگ زدم 110. یك ساعت بعد اومدن. ماموری هم كه اومد هیچ كاری نكرد».راست می گفت. بعدها كه از پسر مرحوم " ر " درمورد تماس با نیروی انتظامی سوال كردم ، گفت: «همه می دونن پدر من اصلا" اهل دعوا نبود. همینكه دعوا شد، خودش به 110 زنگ زد. خیلی دیر اومدن. به فرماندشون گفتم، اگر زودتر می اومدید پدر من الآن زنده بود. نه تنها ما،بیشترهمسایه ها زنگ زدن» پسریچه ای می گوید:«وقتی رو به روی مسجد دعوا شد من بودم. كشتن اون پسره مثل فیلم های سینمایی بود. خیلی هم ترسناك بود!» یك نفر از داخل جمعیت داد می زند:«سی سالِ اینجا زندگی می كنیم ،تا حالا هیچ كسی رو نكشته بودن. درطول دوماه دونفر كشته شده، هیچ كس از وزارت كشور یا اطلاعات یا هر كجای دیگه نیومد توی محل بپرسه چرا این طوری شده؟ یا اینكه نیروی انتظامی نیروهاش رو زیاد كنه؟ بهتر كه نشدهیچ ،بدترهم شد. اون روز دعوا شده بود. پسر می گفت می زنم می كشم،هیچ كس هم نمی تونه كاری بكنه. مگه اونهایی كه آدم كشتن چیكارشون كردن.»
حالا اطراف ما شلوغ شده، هركسی چیزی می گوید: - "بنویسید بنیاد مستضعفان از خانه های مستضعفان نزدیك بهشت زهرا بین 5 تا 20 میلیون تومن پول می خواد كه سند بده. نامه فرستاده اگه ندید خونه هاتون رو می گیریم.من یه كارگر هستم با هزار زحمت پول خریدن این خونهَرو جور كردم. با چند تا بچه محصل از كجا بیارم. مگه ما مستضعف نیستیم. هر چی می ریم اونجا می گیم نداریم ، قبول نمی كنن. به كی باید بگیم نداریم." چشمهای مرد بغض كرده اند.از ترس اینكه بغض چشمهایش جلوی بچه های محل نتركند،سرم را به طرف صداهای دیگر برمی گردانم........
ما توی این محله 20 تا 30 هزار نفری به یه پاسگاه احتیاج داریم. مگه ما با مردم مناطق دیگه چه فرقی داریم. چرا باید هرشب از صدای دعوا تنمون بلرزه. تا چند سال قبل برای شكایت می رفتیم ،كلانتری "سیزده آبان" درمنطقه20. اما حالا محله ما رو سپردن به كلانتری 171 نزدیك حرم امام(ره). از اونجا تا اینجا هم نیم ساعت راههِ. تازه برای رفتن به اونجا اتوبوس نیست ، باید با شخصی بری. كی می تونه بره اونجا شكایت كنه! البته اونا هم بهونه خوبی دارن برای اینكه وقتی دعوا می شه یا نیان یا اینكه دیر بیان!"
.....
می روم ایستگاه اتوبوس.یكی می گوید:« بی خود منتظر اتوبوس نمان، پیاده بری زودترمی رسی.اینجا بعضی وقتها اتوبس یك ساعت یك بار می آید. شاید هم دوساعت.» می دانستم كه راست می گوید.اما با خنده می گویم: «انشاءالله كه به خاطر من زود می آد». 30 دقیقه كه می گذرد، بی آنكه خبری از اتوبوس باشد،مجبور می شوم پیاده راه بیفتم. می روم.
متن کامل گزارش را در خبرگزاری فارس بخوانید
پایان پیام/